جهان بینی اسلامی/استاد مطهری
حیوان از نظراگاهی هرگز از چهارچوب ظواهر،فردیت و جزئیت،محیط زیست،زممان حال هارج نمی گردد.
غلم به معنی اعم یعنی مجموع تفکرات بشری درباره ی جهان و محصولکوشش جمعی بشر است که نظم خاص منطقی یافته است.
گرایش های والا و معنوی و فوق حیوانی انسان ان گاه که پایه و زیر بنای اعتقادی و فکری پیدا کند نام “ایمان”به خود می گیرد.
تفاوت عمده و اساسی انسان با جانداران دیگر که ملاک انسانیت اوست و انسانیت وابسته به ان است علم و ایمان است
سیر تکاملی انسان از حیوانیت اغاز می شود و به سوی انسانیت کمال می یابد.این اصا هم در مورد فرد صدق می کند و هم درباره ی جامعه.
خاصیت تکامل این است که موجودمتکامل به هر نسبت که تکامل پیدا می کند مستقل و قائم به ذات و حاکم و موثر بر محیط خود می شود.
ان چه مایه سعادت انسان است دو چیز است: تلاش،اطمینان به شرایط محیط
عشق و ایمان دو عنصر اساسی ایمانند
نام طبقه ای که قران با ان ها به مخالفت برخاسته ملاء و مترف نام دارند
امام صادق علیه السلام: خداوند در قران بندگان خویش را با دو آیه اختصاص داد ئ تادیب فرمود:یکی این که تا به چیزی علم پیدا نکرده اند تصویق نکنند و دیگر این که تا به چیزی علم پیدا نکرده اند تا به مرحله ی غلم و یقین نرسیده اند رد و نفی نکنند
لغزش گاه های اندیشه از نظر قران عبارتند از: تکیه بر ظن و گمان، میل ها و هواهای نفسانی، شتابزدگی، سنت گرایی و گذشته نگری، شخصیت گرایی
منابع تفکر در اسلام عبارتند از: زبیعت، تاریخ، ضمیرانسان
هیچ موجودی در جهان محسوس به یک حال باقی نمی ماند یا در حال رشد و تکامل است و یا در حال فرسودگی و انحطاط
ما خدا را هم ثنا می گوییم و هم تسبیح.آن گاه که او را ثنا می گوییماسماء حسنی و صفات کمالیه او را یاد می کنیم و آ
ن گاه که او را تسبیح می گوییم او را از آن چع لایق او نیست منزه و مبرا می شماریم و در هر دو صورت معرفت او را برای خودمان تثبیت و به این وسیله خود را بالا می بریم
تا انسان همه مراحل توحید را طی نکند موحد واقعی نیست
توحید ذاتی به معنی نفی ثانی داشتن و نفی مثل و مانند داشتن است
توحید صفاتی یعنی درک و شناسایی دات حق به یگانگی عینی با صفات و یگانگی صفات با یکدیگر
توحید افعالی درک و شناختن این که جهان فعل اوست
توحید عملی یا توحید در عبادت یعننی تنها خدا را مطاع و قبله ی روح و جهت حرکت قرار دادن
واقعیت اصیل انسانی واقعیت روح اوست
هر نوع جهت اتخاذ کردن، ایده آل گرفتن، قبله ی معنوی قرار دادن پرستش است
تز اسلام کار به قدر استعداد و استخقاق به قدر کار ا
انسان آن گاه مستحق ملامت و یا سزاوار تحسین است که بتواند غیر آن چه هست باشد
اعتقاد به چند مبدائی شرک در ذات است
شرک در صفات مخصوص برخی اندیشمندان است
رضای خدا همان راهی است که انسان را به کمال واقعی خود می رساند و فرمان انسان های دیگر را از قبیل پدر و مادر و غیره برای رضای خدا و در حدود اجازه ی خدا انجام می دهند
یک نفر عبادتگر آن چه را در حال عبادت با خدای خویش در میان می گذارد در متن زندگی پیاده می کند و به مرحله ی صدق در می آورد
آن چه در این جهان است حقیقت و اصل و کنه آن در جهانی دیگر است که جهان غیب است
حقایقی نهانی و غیبی کتاب مبین لوح محفوظ ام الکتاب کتاب مرقوم و کتاب مکنون نام گرفته است
جهان غیب جهانی است که از آن جا آمده ایم و جهان آخرت جهانی است که به آن جا می رویم
حکمت الهی به معنی این است که کار او رسانیدن موجودات است به کمالات و غایات وجودشان.کار او ایجاد است که خود به کمال وجود رساندن است
لازمه درجات و مقامات داشتن مراتب هستی اینست که میان آن ها نوعی اختلاف از نظر نقص و کمال و شدت و ضعف حکمفرما باشد
در حکمت الهی غایت را باید غایت فعل گرفت نه غایت فاعل
حکمت اقتضا می کند افضل را
انسان هایی که از نظر اگاهی ها در متن جریان واقعیت قرار می گیرند و با بن هستی و ریشه ی وجود و جریان ها متصل و یکی می شوند دیگر از هر گونه اشتباه مصون و معصوم خواهند بود
حرکت دیالکتیکی یعنی حرکت ناشی از تضاد درونی
از نظر مارکسیسم سه عامل دین و دولت و ثروت همزاد اصل مالکیت و در طول تاریخ عوامل ضد خلقی بوده اند
عدم قابلیت قابل در موارد زیادی منشا محرومیت برخی موجودات از برخی خیرات و کمالات می گردد
شرور و بدی ها یا خود از ستخ نیستیند مانند جهل ها، عجزها، فقرها و یا از ستخ نیستیند اما شریت آن ها از آن نظر است که منشا نیستی ها می گردند مانند زلزله ها، میکروب ها، سیل ها
شرور لوازم و اوصاف لاینفک خیرات می باشند
در هر شری خیری نهفته و در هر نیستی هستی پنهان است
وحی از نظر لغوی به معنی “آهسته و به نجوا سخن گفتن” است
حالت انسانی که از اعماق درونی زندگی اش روشنی تازه ای دریافت می کند نماینده ی حالات مختلف وحی است
از نطر اسلام تجربه ی درونی یکی از منابع سه گانه ی معرفت است.دو منبع دیگر عبارتند از طبیعت و تاریخ
الخاتم من ختم المراتب باسرها.خاتم کسی است که همه ی مراتب را طی کرده و مرتبه ی طی نشده باقی نگذاشته است.
تاریخ از ان راوندی، ابوالعلای معری، یا ابوالطیب متنبی شاعر نامدار عرب یاد می کند که واسته اند قرآن را کاری بشری جلوه دهند.
طلیحه، مسیلمه، سجاج جزء کسانی هستند که ادعای پیامبری داشتند.
از نظر اسلام منابع شناخت عبارت است از طبیعت، انسانظف تاریخ، عقل، قلب، آثار علمی و کتبی گذشتگان
از نظر اسلام ابزار شناخت عبارت است از حواس، قوه تفکرو استدلال، تزکیه و تصفیه نفس و مطالعه آثار علمی دیگران
از نظر اسلام موضوع شناخت عبارت است:خدا، جهان، انسان، جامعه، زمان
ملائکه، روح، لوح، قلب، کتب سماوی و ملکوتی وسائط و وسائلی هستند که به اذن پروردگار فیض الهی وسیله آن ها جریان میابد
کرامت و فضیلت به سه چیز است:علم، جهاد در راه خدا، تقوا و پاکی آن
انسان به حکم فطرت انسانی خود می تواند فرهنگ یگانه، ایدئولوژی یگانه داشته باشد،می تواند علیه محیز طبیعی و محیط اجتماعی، علیه عوامل تاریخی، علیه عوامل وراثتی خود قیام کند و خود را از اسارت همه این ها زها سازد.
اسلام به تعبیر رسول اکرم “شریعت سمحه سهله” است.در این شریعت به حکم این که “سهله” است، تکالیف دست و پا گیر و شاق و حرج آمیز وضع نشده است.ما جعل علیکم فی الدین من حرج خدا در دین تنگنایی قرار نشده است.وبه حکم این که “سمحه”(باگذشت)است، هرجا که انجام تکلیفی توام با مضیقه و در تنگنا واقع شدن گردد، آن تکلیف ملغی می شود.
آن جا که میان حق جامعه و حق فرد تعارض و تزاحم افتد، حق جامعه بر حق فرد و حق عام بر حق خاص تقدم می یابد، حاکم شرعی در این موارد تصمیم می گیرد.
پیامبر می گفت”خدایا از کسالت و بی نشاطی ، از سستی و تنبلی و از عجز و زبونی به تو پناه می برم.
خداوند کراهت دارد که بنده را ببیند که برای خود نسبت به دیگران امتیازی قائل شده است.
پیامبر در طول زندگیش مکرر در شرایطی قرار گرفت که امیدها از همه جا قطع می شد ولی او یک لحظه تصور شکست را در مخیله اش راه نداد.ایمان نیرومندشبه موفقیت یک لحظه متزلزل نشد.
پیامبر محکم کاری را دوسن داشت ، مایل بود کاری که انجام می دهد متقن و محکم باشد.
شرایط رهبری از حس تشخیص، قاطعیت، عدم تردید و دودلی، اقدام و بیم نداشتن از عواقب احتمالی، پیش بینی و دوراندیشی، ظرفیت نحمل انتقادات، شناخت افراد و توانایی های آنان وتوفویض اختیارات در خور توانایی ها، نرمی در مسائل فردی و صلابت در مسائل اصولی، شخصیت دادن به پیروان و به حساب آوردن آنان و پرورش استعدادهای عقلی و عاطفی و عملی آنها، پرهیز از استبداد و از میل به اطاعت کورکورانه، تواضع و فروتنی، سادگی و درویشی، وقار و متانت، علاقه ی شدید به سازمان و تشکیلات برای شکل برای شکل دادن و انتظام دادن به نیروهای انسانی، همه را در حد کمال داشت.
ازپیامبر حدود صد نامه از او باقی است که به شخصیت های مختلف نوشته است.
آن گاه خویشتن خود را درک و احساس می کند که این کرامت و شرافت را در خود درک کند و خود را برتر از پستی ها و دنائت ها و اسارات ها و شوت رانی ها بشمارد.
انسان اگر خدای خویش را فراموش کند خود را فراموش می کند و نمی داند که کبست؟و برای چیست؟و چه باید بکند کند و کجا باید برود؟
شرط اصلی وصول انسان به کمالاتی که بالقوه دارد “ایمان”است.
حیوان در مقابل میل خود قدرت و نیرویی ندارد، حیوان همین که میلش به سویی تحریک شد خود به خود به آن سو کشیده می شود در حیوان قدرت مقاومت و ایستادی در مقابل میل درونی خود و همچنین قدرت محاسبه و اندیشه در ترجیح جانب میل ها و یا جانب امری که بالفعل میلی به سوی او نیست بلکه صرفا دوراندیشی اقتضا می کند وجود ندارد.
عقل تشخیص می دهد و اراده انجام می دهد
در اثار اسلامی رسیده است که انسان ها بر طبق خصلت های اکتسابی روحی، نه اندام ظاهری جسمانی، محشور می گردند.
ایمان انسان را می سازد و انسان با نیروی علم جهان را.
هیچ گاه به بهانه اکراه یا اضزرار نتوان به جان دیگران و به ضرر اجتماع و یا به زیان خود دین اقدامی کرد.برخی تکالیف است که هر ضرر و صدمه ای را به خاطر آن ها باید تحمل کرد.
شرط تکلیف و شرط صحت انجان آن عبارتند از:عقل، قدرت، بلوغ
اطلاع و اگاهی و همچنین عدم اضطرار از اموری هستند که شرط تکلیف است ولی شرط صحت نیست.
رشد شرط صحت هست اما شرط تکلیف نیست
معامله اکراهی و اجباری صحیح نیست ولی معامله اضطراری صحیح است.
تدریجا که درجه اگاهی انسان بالا می رود درجه ی حیات و جانداریش بالا می رور.
انسان آن چیزی نیست که آفریده شده است بلکه آ چیزی است که خودش بخواهد باشد.
روشنفکر کسی است که به یکی از انواع خوداگاهی رسیده باشد و درد طبقه اش یا ملتش یا همه ی انسان ها باشد و می خواهد آگاهی خود را به آن ها منتقل نماید و آن ها را به حرکت و وتلاش برای رهایی از اسارت های اجتماعی درآور
آیاتی از قرآن دلالت می کند دیت در همه زمان ها و در همه منطقه ها و در زبان پیامبران راستین الهی یک چیز است و اختلاف شرایع از نوع تفاوت نقص و کمال است فراوان است.این منطق که دین ماهیاتا یکی بیش نیست بر اساس این جهان بینی از انسان و جامعه ی انسانی است که انسان نوع واحد است نه انواع، همچنان که جامعه انسان از آن نظر که یک واقعیت عینی است نوع واحد است نه انواع.
نوع انسان به حکم فطرتی که در او به ودیعه نهاده شده است طالب کمال و سعادت حقیقی خود یعنی استیلاء بر عالی ترین مراتب زندگی مادی و معنوی به صورت اجتماعی می باشد و روزی به آن خواهد رسید.اسلام که دین توحید است برنامه ی چنین سعادتی است.(نقل شده از تفسیر المیزان)
در جهان اسلام داستان شکست مروان بن محمد آخرین خلیفه اموی شاهد خوبی برای دخالت تصادف در سرنوشت تاریخ است.مروان در آخرین جنگ با عباسی ها، در میدان نبرد دچار فشار ادرار شد و به کناری رفت.تصادفا یکی از افراد دشمن که از آن جا می گذشت او را دید و کشت.شهرت کشته شدنش به میان سپاهیان پیچید، چون قبلا چنین حادثه ای پیش بینی نشده بود ولوله در میان سپاهیان افتاد و فرار کردند و دولت بنی امیه منقرض شد.آن جا بود که گفته شد :ذهبت الدولة ببولة
داروین ثابت کرد که چگونه جریانی خارج از اراده و شعور حیوان، به تدریج و ناآگاهانه سبب می شود اندام های حیوان در طول زمان ساخته شود.
از نظر مارکسیسم جامعه ها چهار مرحله کلی را طی کرده تا به سوسیالیزم رسیده یا خواهند رسید: دوره اشتراک اولیه، دوره بردگی، دوره سرمایه داری، دوزه سوسیالیزم
پین به رهبری مائو با یک انقلاب کشاورزی رژیم فئودالیسم کهن چین را واژگون کرد و رژِیم سوسیالیسم را به جای آن برقرار کرد.
برهان انی شناخت نیمه کامل است و برهان لمی شناخت کامل است.
پیامبران فطرت های ناآلوده یا کم تر آلوده را از طبقات استضعافگر شکار می کردند و آن ها را علیه خودشان (توبه) و یا علیه طبقه شان (انقلاب) برمی شوراندند.
موسی سبطی بوده است یعنی نژادا از بنی اسرائدل.در مقابل سبطی، قبطی به کار می رود.
از نظر قران هدایتف ارشاد، تذکر، موعظه، برهان، حکمت، می توانند انسان را دگرگون کنند.
در قران حتی یک مورد هم نمی توان یافت که شهید در معنای امروزی آن به کار رفته باشد.البته شهید به معنی “کشته شده در راه خدا” در زبان رسول خدا و ائمه اطهار امده است.
بشر به هر اندازه در انسانیت به رشد و کمال برسد از وابستگیش به محیط طبیعی و محیز اجتماعی و شرایط مادی کاسته می شود و به وارستگی و استقلال می رسد.
Add comment مارس 29, 2009
اخلاق ج ن س ی در اسلام و جهان غرب/استاد مطهری
کلیسا ازدواج را به نیت تولید نسل جائز می شمارد،اما این ضرورت پلیدی ذاتی این کار را از نظر کلیسا از میان نمی برد.علت دیگر جواز ازدواج دفع افسد به فاسد است.یعنی به این وسیله از امیزش های بی قید و بند مردان و زنان جلوگیزی شود
از دیدگاه نظریه پردازان نوین جنسی کمونیسم جمسی تنها از ان نظر قابل عمل نیست که رابطه ی نسلی را میان پدران و مادران قطع می کند
اراده ی بشر تا انجا محترم است که با استعدادهای عالی و مقدسی که در نهاد بشر است هماهنگ باشد و او را در مسیر ترقی و تعالی بکشاند اما انجا که بشر را به سوی فنا ونیستی سوق میدهد و استعدادهای نهانی را به هدر می دهد احترامی نمی تواند داشته باشد
علاوه بر ازادی ها و حقوق دیگران مصالح عالیه خود فرد نیز می تواند ازادی او را محدود کند
انگیزه ی افراد در انتخاب همسر بهره مند شدن از مسرت و لذت بیشتر زندگی است
شکوفا شدن استعدادها علاوه بر این که موجب مسرت خاطر و نشاط کامل فرد می گردد تعادل روحی او را حفظ می کند و او را ارام نگه می دارد و در نتیجه نیز از او اسایش میبیند
انسان ان اندازه که از ناحیه ی شخص خود در اثر الودگی ها و اختلالات روحی ازار می بیند از ناحیه طبیعت یا انسان های دیگرازار نمیبیند
مردم غالبا به واسطه ی انس به محسوسات و اشنایی بیشتر با انها برای کشفیاتی ارزش زیاد قائل می شوند که در زمینه ی امور فنی و صنعتی و استخدام طبیعت بی جان صورت گرفته باشد
Add comment مارس 26, 2009
ارش کمانگیر یا شیواتیر
ارش کمانگیر ایرانی است که در جنگ ایران و توران به سرکردگی منوچهر و افراسیاب وظیفه ی پرتاب تیر به او محل می شود.اسفندارمذ تیری به اومی دهد و می داند که جانش را بر سر این تیر خواهد گذا شت.کمان را می کشد وتیر او به درو دست ها فرستاده می شود و همزمان با جان او پرواز می کند بر کناره ی رود جیحون بر ریشه ی درخت گردوی تناوری فرو می نشیند و مذر ایران و توران به مشخص می شود
Add comment مارس 25, 2009
ارش کمانگیر یا شیواتیر
جنگی میان ایران و توران به کار است.سپاه ایران در مازندران به تنگنا افتاده است.نبرد میان افراسیاب و منوچهر است.قرار می شود با پرتاب تیری مرز ایران مشخص شود.فرشته ی زمین،اسفندار مذ پدیدار می شود کمانی را به ارش می دهد ارش می دادند که جان را بر سر این کمان خواهد گذاشت.برهنه می شود تا تندرستیش را همه به چشم ببینند.به قله ی دماوند می رود تیر را از شست رها می کند به پشتوانه ی جانش.تیر از بامداد تا نیمروز در اسمان می رفته است.تا در کناره ی جیحون و ریشه ی درخت گردویی برخورد می کند.مرز ایران وتوران مشخص می شود.
Add comment مارس 25, 2009
انسان کامل / استاد مطهری (نکات مهم )
شی در جهت افقی وقتی به نهایت برسد می گویند تمام شد و اگر در جهت عمودی حرکت کند به ان می گ.یند کمال
انسان کمالش در تعادلش است
ملاک شخصیت انسان فقط و فقط به دست انسان ساخته می شود
در اسلام داشتن درد خود و درد خلق هر دو تایید شده اند
صبر همیشه در قران به معنی مقاومت است
عمر عبارت “حی العلی خیر العمل را ازاذان برداشت
مروت بالاتر از شجاعدت است
اخلاق یعنی مجموع ان خصلت ها که انسان باید و بهتر است که انچنان باشد
جهاد در قران و حیات از نظر قران این است که حق پرستی وجهاد در راه حق نه عقیده و جهاد در راه عقیده زیرا ممکن است عقیده غلط باشد
هر چه را که ما بپرستیم همان چیز می شویم
انسان عقده دار انسان معیوب است
جامعه هیچ وقت از راه صد درصد باطل تمام به گمراهی کشیده نمی شود از افراط در یک حق غالبا این طور می شود
انسان کامل انسانی است که همه ی ارزش ها در او رشد کرده باشد به حد اعلا هم رشد کرده باشد و هماهنگ با یکدیگر
معیار اصلی انسانیت چیزی است که از ان تعبیر به درد داشتن می کنند
ان چیزهایی که ملاک انسانیت انسان است به دست خود انسان ساخته می شود
در اصول اسلام جز عقل هیچ چیز دیگری حق مداخله ندارد
مبنای فکری کمونیست ماتریالیستت بوده است
کلام ادم مثل خود ادم است چون کلام تنزل روح انسان است تجلی روح انسان است
Add comment مارس 25, 2009
یک،جلوش تا بی نهایت صفر / دکتر شریعتی
روزگاری استادهای دانشگاه اسپانیا ایتالیا و فیلسوف ها و دانشمندان اروپا وقتی می خواستند درس بدهند قبا و لباده ی ملاهای ما را به تن می کردند.خود را به شکل بوعلی و غزالی در می اوردند.
صنعتگران مسیحی در اروپا تقلب که می کردند مارک الله را روی جنس های خودشان می زدند یعنی که این سات اروپا نیست
نقشه ی جهان را جلوی خود بگذار از خلیج فارس یک خط بکش تا اسپانیا از ان جا یک خط دیگر تا چین این مثلث میهن اسلام بود
Add comment مارس 24, 2009
امدادهای غیبی در زندگی بشر/استاد مطهری ( نکات مفید )
“تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم ان لا نعبد الا الله و لا نشرک به شیأ و لا یتخذ بعضتا بعضا اربابا من دون الله”این ایه همان ایه ای است که رسول اکرم به عنوان بخشنامه به نام سران جهان ان روز فرستاد
در میان خواسته های بشر دو جور خواسته داریم:طبیعی و غیر طبیعی یعنی اعتیاد
دین اگر بخواهد باقی باشد یا باید خودش جزو خواسته های بشر باشد یا باید تامین کننده خواسته های بشر ان هم بدین شکل که تامین کننده منحصر به فرد باشئ .ئین هر دو خاصیت را دارد
ملاء یعنی اشراف
یونگ:دین جز اموری است که در روان ناخوداگاه بشر به طور فطری و طبیعی وجود دارد
رکن اساسی در اجتماعات بشری اخلاق و قانون است و پشتوانه ی این دو فقط و فقط دین است
معنی فطری بودن قوانین اسلامی هماهنگی ان قوانین و عدم ضدیت انها با فطریات بشر است یعنی اسلام گدشته از این که از نظر ایمان و پرستش خدا پرورش دهنده ی یک احساس فطری است از نظر قوانین و مقررات نیز با فطرت و طبیعت و اختیاات واقعی بشر هماهنگ است
جمود از جهل هم بدتر است.عبارت است از روح ضد تحقیق.حالتی است که مقدس ترین روحیه را که روحیه ی تحقیق و کاوشگری است از بشر می گیرد
عالم واقعی بدون دلیل چیزی را انکار نمی کند و بدون دلیل چیزی را نمی پذیرد
فلاسفه ی اسلامی جهان طبیعت را “عالم شهادت” و جهان ملکوت را “عالم غیب”اصطلاح کرده اند
برای ایمان به جهان غیب قوه ی عقل که خود مرتبه ی غیب وجود ماست باید باید دست به کار و فعالیت بشود و یا قوه ای نهان تر و مخفی تر از عقل باید غیب را شهود کند
در فلسفه و حکمت اسلامی بیش از هر کاری نقادی صورت گرفته اما به اسم های دیگر
تمام جهان یک قافله ی در حال “سیر و حرکت”را تشکیل می دهد نه قافله ای که تنها کارش انتقال از مکانی به مکان دیگر است قافله ای که کارش انتقال از وجودی به وجود دیگر است
ملا صدرا با براهین متقن ثابت کرده است که حتی جواهر عالم در تغییرند.طبق این نظریه بحث در این نیست که جهان در یک لحظه ای از عدم به وجود امده پس علتی ان را به وجود اورده است بلکه بحث در این است که جهان تدریجا و دائما از عدم به وجود می اید و استمرارا دستی او را به وجود می اورد و فنا می کند
رحمت رحمانی عبارت است از رحمت عمومی که شامل همه ی موجودات است .وجود هر موجودی برای ان موجود رحمت است.وسائلی که برای ابقا و ادامه وجود افرید شده است رحمت است
رحمت رحیمیه عبارت است از الطاف و دستگیریهای خاص که یک موجود مکلف در اثر حسن انجام وظایف مستحق ان می گردد.لطف خاصی است که طبق قانون خاص نه قانون عام طبیعت شامل حال می گردد.
راههای حصول علم دوتاست: تجربه و مشاهده ی عینی دیگر قیاس و استدلال.به عقیده ی بسیاری دانشمندان راه سومی هم هست.شاید اغلب اکتشافات بزرگ از نوع برقی بوده که ناگهان در روح و مغز دانشمند جهیده و روشن گردیده و سپس خاموش شده.ابن سینا جمله ی ایه شریفه ” یکاد زیتها یضی و لو لم تمسسه نار”را بر همین قوه که در بعضی افراد احیانا به صورت شدیدی وجود دارد حمل می کند
رهبری در حقیقت عبارت است از بسیج کردن نیروی انسانیها و بهره برداری صحیح از نیروهای انسانی
خوب عبادت کردن و از مواهب ان بهره مند شدن حساب وقاعده ای دارد و مربوط است به حسن مدیریت خود
فرق نبوت و امامت در این است که نبوت راهنمایی و امات رهبری است.نبوت اخبار اطلاع دادن اتمام حجت وراهنمایی است اما امات رهبری استوپیغمبران بزرگ هم نبی بودند و هم امام پیغمبران کوچک فقط نبی بودندامام نبودند
چند چیز از شرایط تکلیف است:عقل و بلوغ اما رشد جز این ها نیست
رشد در مقابل صفاهت و عقل در مقابل جنون است
رشد یعنی “لیاقت و شایستگی برای نگهداری و بهره برداری از امکانات و سرمایه هایی که در اختیار انسان قرترداده شده است “
در رشد اولین گام مهم شناخت است
اموزش ها متوجه اگاهی بخشی هاست و پرورش ها متوجه توانایی بخشی ها
Add comment مارس 24, 2009
صفت های بایسته ی یک رهبر / جان ماکسول
گاهی حتی رهبران خوب هم بصیرت خود را از دست می دهند.برای مثال اخرین کلام معروف چند تن از مشهورترین رهبران تاریخ را بخوانید:
ناپلئون بناپارت هنگام صرف صبحانه با ژنرال هایش پیش از اغاز نبرد واترلو(1815):
“از من بشنوید که ولینگتن ژنرال خوبی نیست ، انگلیسی ها سربازان خوبی نیستند تا وقت نهار کار انها را خواهیم ساخت
توماس واتسون ، رئدس ای.بی.ام (1943)
من فکر می کنم که بازار جهانی فقط گنجایش 5 رایانه را دارد.
Add comment مارس 23, 2009
با خالق هستی / جی.پی.واسوانی
هیچ چیز و عیچ چیز به شما تعلق ندارد .در نمایش شکوفای هستنی شما فقط عامل وناظز هستید و باید دو نقش را در این نمایش ایفا کنید:هنرپیشه و تماشاچی
خداوند رازهایی دارد و فقط زمانی از انها پرده بر میدارد که انسان مشتاقانه به جستجوی گشودن انها باشد.خداوند همه ی رازهایش را عیان نکرده است بلکه پیوسته خود برنامه ها و حقایقش را بر کسانی که به جستجوی انها هستند متجلی می کند
انسان کشف کرده است که لذت به درد منتهی می شود ثروت ناچدید می شود شهرت گریزپاست و موفقیت توهم است.در هر لذت بذر درد نهفته است.
سعادت از ان کسی است که راه میانه می پیماند و زندگی خود را به هدف شرافتمندانه ای اختصاص دهند.
وقتی کوچک ترین وظایف و کارها را با تمامیت و کمال انجام ندهیم اثری نامطلوب بر کل جهان می گذاریم
مانترا همان ذکر است
کودک بودن یعنی کنار گذاشتن هر گونه انتقاد و ایراد جویی لذت بردن از زندگی .سهیم شدن در همه ی خوبیها با دیگرانوعشق ورزیدن و خندیدن
Add comment مارس 23, 2009
هدف زندگی / استاد مطهری
اسلام به ایمان و عبادت که ایمان پیوند ادراکی با حقیقت است و عبادت پیوند عملی به حقیقت دعوت کرده است و به حکمت و عدالت و محبت و جمال و زیبایی.هدف همان حقیقت است یعنی خود خدا هدف است.در منطق اسلام هدف ی چیز است و ان خود خداست.اصولا توحید اسلام جز این اقتضا نمی کند.
خود ایمان به خدا هدف است و به عبارت دیگر خود خدا هدف است و ایمان در اسلام با این همه اثار زیادی که دارد باین دلیل واجب نشده است که اثار ان پیدا شود چون اثار ان فوائد ایمان است.ایمان از ان جهت که خودش پیوند انسان با حق است و نفس پیوند انسان با حق از نظر اسلام کمال است.
نه زیبایی هدف است نه عدالت نه محبت و نه زیبایی بلکه هدف فقط و فقط خداست و حقیقت ولی حقیقتی است که توام با این چیزهای دیگر یا از باب مقدمه و یا از باب نتیجه.
اخرین هدف و ارمان اصلی در ایدئولوژی اسلام جز خداوند چیزی نیست .عبادت اعلی که در اوج است وسیله پیوند انسان با خداست و نه وسیله پیوند انسان با مطلوب های دیگر
وقتی گفته اند “و ما خلفت الجن و الانس الا لیعبدون”واز طرفی گفته اند عبادت مراتب دارد معلوم است هدف اصلی مرتبه پایین نیست بلکه مرتبه عالی است و هر که بدانجا نرسید این مرتبه پایین از هیچ بهتر است.
حکما معتقدند انسان دو جنبه دارد:جنبه ی ید الفوقی و جنبه ی ید البدنی.از جنبه ی ید الفوقی کمال انسان در حکت است و از جنبه ید البدنی کمال انسان در عدالتست اولی را کمال عقل نظری و دومی را کمال عقل عملی گویند.
فانی شدن یعنی انسان برسد به انجا که حقیقت را اچنان که هست درک کند و خودش را هم وقتی درک می کند که پس از درک او باشد.قبل از هر چیزی او را درک کند و ببیند
ناقص ترین عبادت ان است که برای برخورداری است چون خدا وسیله قرار داده شده
توحید در ذات:ذات یگانه ایست که مثل و مانند ندارد
توحید در صفات:در ذاتش ترکب نیست
توحید در افعال:یگانه مبدا عالم است
توحید در عبادت:ذات یگانه ایست که تنها معبود بشر و یگانه موجود لایق پرستش بشر است
عبادتی که ما می کنیم در واقع یک نوع تسلیم و متابعت اختیاری است از یک عبادت تکوینی که در همه موجودات هست
یک مکتب اجتماعی کامل و ایدئولوژی درست هم نیازمند به یک نظام فکری و فلسفی است و هم نیازمند به یک ایمان
مکتب عبارت است از یک سیستم واحد فکری عملی.سیستم فکری نظری یعنی فکر درباره ی انچه که هست.سیستم فکری عملی یعنی یک نظام فکری درباره ی انچه باید باشد
قران هر فاعلی را در طول خدا می پذیرد که معنی لا حول و لا قوة الا بالله همین است
ناموس این عالم چنین است که هر چیزی وجودش از نقص شروع می شود و مسیرش مسیر کمال است
Add comment مارس 23, 2009